الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
184
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
بنا بر اين محروم بودن سادات از دستيابى به اموال عمومى ( زكات ) در حقيقت براى دور نگهداشتن خويشاوندان پيامبر ص از اين قسمت است تا بهانه اى به دست مخالفان نيفتد كه پيامبر خويشان خود را بر اموال عمومى مسلط ساخته است . ولى از سوى ديگر نيازمندان سادات نيز بايد از طريقى تامين شوند ، اين موضوع در قوانين اسلام چنين پيشبينى شده كه آنها از بودجه حكومت اسلامى بهره مند گردند ، نه از بودجه عمومى ، در حقيقت خمس نه تنها يك امتياز براى سادات نيست بلكه يك نوع كنار زدن آنها ، به خاطر مصلحت عموم و به خاطر اينكه هيچ گونه سوء ظنى توليد نشود مىباشد ( 1 ) . جالب اينكه به اين موضوع در احاديث شيعه و سنى اشاره شده است : در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم : « جمعى از بنى هاشم به خدمت پيامبر ص رسيدند و تقاضا كردند كه آنها را مامور جمعآورى زكات چهار پايان كنند و و گفتند اين سهمى را كه خداوند براى جمعآورى كنندگان زكات تعيين كرده است ، ما به آن سزاوارتريم پيامبر ص فرمود : اى » بنى عبد المطلب « زكات نه براى من حلال است ، و نه براى شما ولى من به جاى اين محروميت به شما وعده شفاعت مىدهم . . . . شما به آنچه خداوند و پيامبر برايتان تعيين كرده راضى باشيد ( و كار به امر زكات نداشته باشيد ) آنها گفتند راضى شديم » ( 2 ) .
--> ( 1 ) و اگر ملاحظه مىكنيم در بعضى از روايات اين عنوان آمده است كرامة لهم عن اوساخ الناس : « هدف اين است كه سادات از زكات كه يك نوع چرك اموال مردم محسوب مىشود بر كنار مانند » به خاطر آن است كه از يك سو بنى هاشم را به اين ممنوعيت و محروميت قانع سازد و از سوى ديگر به مردم حالى كند كه تا مىتوانند سر بار بيت المال نشوند و زكات را براى آنها كه استحقاق شديد دارند واگذارند . ( 2 ) وسائل جلد 6 ص 186